یا می توان از منجم دیگر، عباس بن سعید جوهری برد که درزمان مامون شهرت یافت و به هندسه نیز می پرداخت. رصدهای او در سال 214 قمری دربغداد و سال 217 قمری در دمشق زبانزد عام و خاص بود و نیز یحیی بن منصور( صاحب زیج ممتحن) و محمد ابن عمیر و ابومحمد حسن نوبختی و ابوسهل فضل نوبختی که از دانشمندان نجوم و نویسندگان برتر عهد خود بودند.
پس از ابواسحاق محمد بن ابراهیم بن حبیب معروف به فزاری که یکی از نوشته های نجومی هندی زبان را بنام – سید هانتا- به عربی ترجمه کرد و حدود سال 777 میلادی از دنیا رفت، می توان به یکی از بارزترین مشاهیر تاریخ نجوم و عرب همانا ابو عبداله محمد جابر بتانی متولد سال 850 و از اهالی حران که نام لاتینش الباتگنیوس –Albategnius میباشد نام برد که از خانواده اشراف و پدرش سازنده آلات و وسایل رصدی و نجومی بود و بهمین دلیل آلات نجومی وی کاملتر از یونانیان بوده است.
وی محاسبات بطلمیوس را با دقتی فوق العاده انجام داده و مختصر اصلاحی در آن معمول داشت. او همچنین مثلثات را مسلط بود و در این زمینه نو آوری هایی ارائه نمود.
بتانی بیشتر عمر خود را صرف ارصاد کرد بطوریکه زیج او نه تنها فقط در نجوم دوره اسلامی موثر بود بلکه در قرون وسطی هم تأثیر داشت و در قرون 12 و 13 به لاتینی و اسپانیایی ترجمه شد. وی بسیاری از مقادیر نجومی از قبیل تقدیم اعتدالین و میل کلی- را با کمال دقت تعیین نمود و بعضی از اشتباهات بطلمیوس را اصلاح کرد. گفته می شود او نخستین کسی است که سینوس را جانشین وتر ساخت و بدین ترتیب نوع محاسبات نوینی را متداول نمود. بتانی در سال 317 قمری ( حدود 929 میلادی) درسامراء وفات یافت.
حدوداً معاصر با این شخصیت، ریاضیات و اخترشناسی شاهد ظهور ثابت بن قره صحابی حرانی بود . متولد سال 221 قمری و از نویسندگان و مترجمان زبردست کتب علمی یونانی به عربی و متولد حران واقع در ناحیه بین النهرین که فعالیتهای اوبسیار یاد آور آنالمای بطلمیوس و مبتنی بر شیوه های خاص نظری هندسه دانان در یونان بود. او همچنین یکی از ریاضیدانانی بود که در ایام خلافت معتضد عباسی به بغداد رفت و به پژوهش در دانشهای حساب و منطق و نجوم پرداخت.
وی در جوانی در حران به شغل صرافی اشتغال داشت و در کار ساخت ساعتهای آفتابی متبحر بود. آثاری از اقلیدوس و ارشمیدس و بطلمیوس و دانشمندانی دیگر به عربی ترجمه کرد. سنان بن ثابت پسر و ابراهیم بن سنان نوه او هر دو از دانشمندان و منجمین بودند.
از دیگر مشاهیر عراقی در علم نجوم ابوالقاسم علی علوی حسینی معروف به ابن اعلم بغدادی است که مترجمان لاتینی او را آناریتیوس می خواندند با تألیفات خود، شهره شد. او 10 کتاب اول مقدمات اقلیدوس را منتشر کرد. سپس به چاپ کتابهای : الزیج الکبیر- سمت القبله- رساله اسطرلاب کروی- ظاهر فلک و ... پرداخت و درسال 310 قمری ( 922 میلادی) وفات یافت.
ابوعلی حسن بن حسن بصری معروف به ابن هیثم که در لاتین به الهازن Alhazen معروف است. تولدش به سال 354 قمری در بصره و وفاتش در سال 430 قمری در شهر قاهره مصر بود.
فیزیکدان و طبیب و از نوابغ ریاضی و مسلمان بود وهندسه را نیز خوب می دانست.
بعضی از محققین تاریخ علوم طرز فکر او را نظیر دکارت می دانند. وی در باب انعکاس و انکسار نور و همچنین ساعتهای آفتابی تحقیق و مطالعه داشت و مانند بطلمیوس معتقد بود که عمق جو محدود است و اندازه آنرا را حدود 16000 متر می دانست. او تجربیات خود را با آیینه های کروی و سهمی شکل و اصول درشت نمایی عدسیها و سایر پدیده های نوری را در کتاب المناظر گرد آورد. این کتاب در سال 1572 به زبان لاتینی ترجمه و مورد استفاده دانشمندان اروپایی نظیر کپلر قرار گرفت. قریب یکصد اثر در ریاضیات و فیزیک و نجوم به وی منسوب است ولی متأسفانه از بین رفته و موجود نمی باشد.
اما ابونصر منصور بن عنی بن عراق جیلانی ریاضیدان و منجم و معاصر ابوریحان بود که در خوارزم می زیست و در نقاشی مهارت داشت که برخی او را الجعدی می خوانند.او با ابو علی سینا معاصر بود و مدتی با هم در دربار وقت رفت و آمد داشتند.
عمر خیام نیز از دانش وی در چندین مورد یاد کرده است. وی در ریاضیات و نجوم دارای تألیفات نفیسی است.
هان رجیومونتانوس Y.Regiomontanus متولد 1436 نام برده اند كه آلمانی الاصل بود و در سال 1476 در ایتالیا از دنیا رفت. در سال 1454 تاریخ شاهد تولد منجمی به نام دومینكو ماریا دنووا را Dominco Maria Denovara بود كه یكی از اساتید و راهنمایان كپرنیك بود و در نقادی نظریه های نجومی تبحر داشت و در سال 1504 درگذشت و حیات او معاصر بود با یوهان لائو رایتوس Johannes Lauratius معروف به فوندیسی كه اهل بولونیا بود.
جیرو لامو فراكاستورو Girolamo Fracastoro پزشك، فیزیكدان و اختر شناس متولد سال 1483 كه البته شهرتش بیشتر به لحاظ اشعاری می باشد كه گفته است. او بیشترین وقت خود را تا لحظه مرگ (1553) روی دنباله دارها معطوف نموده بود.
در لابلای برخی كتب گاهی نامی از فرانچسكو مائورولیكو F.Maurolico بعنوان منجم آمده استكه تاكنون اطلاعات بیشتری غیر از سال تولد (1494) و سال پایان عمرش (1575) وجود ندارد.
در سال 1537 سرزمین ایتالیا شاهد حضور دو منجم دیگری بود كه همزمان متولد شدند. اولی كریستوف كلاویوس K. Clavius كه در محل تولدش بین آلمان و ایتالیا تردید است و تا سال 1612 عمر كرد.
و دیگری فرانسیسكوس باروكیوس F.Barocius كه برادرزاده كپلر بود و صورت فلكی زرافه را در روزهای پایانی عمرش ترسیم نمود.
گوئیدو بالدو مونته G.Monte و همچنین جوردانو برونو Giordano Bruno 1548 تا 1600 كه برخی او را متولد 1550 نیز می دانند. فیلسوفی كه به خاطر اتهام به بدعت در دین به ژنو گریخت و مدتها در اروپا سرگردان بود. او در آثار فلسفی خود عقاید آن روز و اساس علم و دانش عصر خود یعنی منطق و حكمت طبیعی ارسطو و نظام كائناتی بطلمیوس را رد كرد و نهایتاً در سال 1598 از طرف دادگاه تفتیش عقاید دستگیر و به اتهام كفر زنده زنده سوزانده شد. و سرانجام جیووانی آنتونیو ماجینی G.A.Magini ( 1555 - 1617) كه بعنوان آخرین نفرات قبل از حضور گالیله می توان از ایشان نام برد.
تاریخ ایتالیا پس از پدیدة قرن شانزدهم ( گالیله) و معاصر با او شاهد رشد ستاره شناسان دیگری نیز بوده ا ست . از آن جمله آندرئا آرگولی A.Argoli و بندتو كاستلی B.Castelli و نیكولا زوكی N.Zucchi و جونان باتیستا اودیرنا G.B.Odierna و آنتون ماریا شیرلائو رئیتا A.M.Sh.Rheita و جیووانی آنتونیو بارانتسانو G.A.Baranzani و گاسپارو برتی G.Berti و فرانسیسكو سیزی F.Cizie و ائوستاكیو مانفردی E.Manferdi و جوزپه كامپانی J.Campani و جیمینیانو مونتا ناری J.Montanari و افراد دیگری می باشند كه در تاریخ نجوم گمنام مانده و نتوانستند شهره گردند. اما از مشاهیر آنها، جیووانی باتیستا ریتچیولی Giovanni Babtis Ricciolo كه نظرات نجومی كپرنیك را قبول نداشت و پیرو نظرات و منظومه بطلمیوس بود. او 2 مولفه بودن ستاره (مئزر) به دو ستارة مئزر A و مئزر B را كشف كرد. در سال 1651 نامگذاری اشكال طبیعی ماه توسط او كه یك كشیش بود انجام گرفت و كتابی در همین رابطه به نام المجسطی جدید نوشت و این نام را به احترام بطلمیوس انتخاب كرد. این منجم در سال 1671 و پس از 73 سال از دنیا رفت . همچنین جیووانی آلفونسو بورلی G.A.Borelli ریاضیدان و فیزیولوژیست كه در ناپل بدنیا آمد و با گالیله دوستی داشت و با علم دینامیك نیز آشنا بود. او متعقد بود كه دنباله دارها از فضاهای دوردست منظومه شمسی وارد می شوند و مداراتشان سهمی است و غیر قابل بازگشت هستند.
در این میان از افرادی نظیر جیووانی دومینكو مارالدی G.D.Maraldi (1709-1788) و استاكیو زانوتی S.Zanotti (1709-1782) و پائولو فریسی P .Frisi (1728-1784) نیز می توان نام برد. در اینجا شایسته است به سال 1736 میلادی نگاهی داشته باشیم یعنی تولد دانشمند و منجمی كوشا و پویا بنام ژوزف لویی لاگرانژ J.L.Lagrange در شهر تورن كه در عمر 77 ساله خود مباحثی نوین در نجوم بر جای گذاشت. گرچه بدلیل داشتن اصل و نسبی فرانسوی و همچنین محل در گذشت او كه پاریس بود، برخی وی را فرانسوی – ایتالیایی می دانند لیكن عمده زمان حیاتش در ایتالیا بود. در كودكی علاقه زیادی به ادبیات داشت و در سن 16 سالگی شیفته ریاضیات شد و استعداد وافر او سرانجام تا آكادمی علوم برلن نیز كشیده شد. او در مباحث نجوم و اختلافات حركات ستارگان و وجود عدم انتظار در حركات اقمار مشتری مطالعات داشت. او متعقد بود كه دو نوع اختلال در حركات سیارات صورت می گیرد- دوری و قرنی. و برای هر كدام تعاریفی وضع نموده بود. او علیرغم انقلاب فرانسه و وابستگی اش به دربار، وطن را ترك نكرد و در پایان عمر خود توسط ناپلئون مورد تجلیل و اكرام واقع شد
مطلب قبل | مطلب بعد
